امروزه که به لطف شبکه های اجتماعی و ترویج اینترنت، اطلاعات به سرعت در دسترس همه قرار دارد، برخی افراد مدام به دنبال یادگیری چیزهای جدید هستند، در حالی که برخی ترجیح میدهند به دانش و تجربیات آشنا اکتفا کنند. این تفاوت اساسی از سطح کنجکاوی افراد ناشی میشود. کنجکاوی، یعنی تمایل درونی به دانستن و فهمیدن، نه تنها بر رفتارهای کوتاهمدت ما تأثیر میگذارد، بلکه در طولانیمدت ویژگیهای پایدار شخصیت را میسازد و تغییر میدهد. این مقاله بررسی میکند که چگونه میزان کنجکاوی از کودکی تا بزرگسالی بر جنبههای مختلف شخصیت اثر میگذارد و چرا برخی افراد شخصیتی باز، انعطافپذیر و خلاق پیدا میکنند، در حالی که دیگران تمایل بیشتری به ثبات و احتیاط نشان میدهند.
کنجکاوی چیست و چرا بخشی از شخصیت پایدار است؟
کنجکاوی حالتی ذهنی است که در آن فرد احساس میکند چیزی را نمیداند و این ندانستن او را به جستجو وامیدارد. روانشناسان دو نوع اصلی کنجکاوی (epistemic curiosity) که از لذت کشف ناشی میشود و نوع دوم کنجکاوی ناشی از تحمل نکردن ندانستن (deprivation-type curiosity). افراد با کنجکاوی بالا جهان را پر از پرسشهای بی پاسخ میبینند و این ویژگی در طول زمان نسبتاً پایدار است. کسی که در کودکی مدام میپرسد و کاوش میکند، معمولاً در بزرگسالی نیز همین رفتار را ادامه میدهد و شغلها و روابطی انتخاب میکند که فرصت یادگیری جدید فراهم کنند.
ریشههای کنجکاوی در کودکی و تأثیر آن بر پایههای شخصیت
تفاوتهای میزان کنجکاوی از ماههای اول زندگی مشخص میشود. برخی نوزادان مدت طولانیتری به چهرهها یا صداهای جدید توجه میکنند و اشیاء را با دقت لمس میکنند تا ویژگیهای آنها را درک کنند، در حالی که دیگران زودتر به سمت چیزهای آشنا برمیگردند. این تفاوتهای اولیه پیشبینیکننده شخصیت آینده هستند.
![]()
در سالهای پیش از دبستان، کودکان کنجکاو سؤالات زیادی میپرسند و میخواهند دلیل پدیدهها را بدانند. این رفتار مغز آنها را برای پذیرش ابهام و پیچیدگی آماده میکند. وقتی محیط (والدین یا مربیان) این سؤالات را جدی میگیرند و با پاسخهای صادقانه یا جستجوی مشترک همراهی میکنند، کودک یاد میگیرد که ندانستن تهدید نیست، بلکه فرصتی برای رشد است. در مقابل، اگر سؤالات مدام با پاسخهای سرسری یا نهی مواجه شوند، کودک به تدریج از پرسشگری فاصله میگیرد و تمایل بیشتری به حفظ وضعیت موجود پیدا میکند. این الگوها در طولانیمدت به ویژگیهای شخصیتی پایدارتری تبدیل میشوند.
ارتباط نزدیک کنجکاوی با «گشودگی به تجربه»
در مدل پنج عاملی شخصیت (Big Five)، یکی از ابعاد اصلی «گشودگی به تجربه» (Openness to Experience) نام دارد. افرادی که در این بعد امتیاز بالایی میگیرند، معمولاً خلاق، خیالپرداز و علاقهمند به ایدهها و تجربیات جدید هستند. تحقیقات متعدد نشان دادهاند که کنجکاوی اپستمولوژیک هسته اصلی این بعد شخصیتی است. کسی که کنجکاوی بالایی دارد، به طور طبیعی به سوی تجربههای تازه کشیده میشود: سفر به مکانهای ناآشنا، مطالعه موضوعات خارج از حوزه تخصصی، یا گفتگو با افرادی با دیدگاههای متفاوت. این مواجهههای مکرر باعث میشود فرد انعطافپذیری شناختی بیشتری پیدا کند، باورهای قدیمی خود را راحتتر بازنگری کند و در نتیجه شخصیتی سیالتر و سازگارتر بسازد.
تأثیر میزان کنجکاوی بر سایر ابعاد شخصیت
کنجکاوی فقط گشودگی به تجربه را تقویت نمیکند؛ بر سایر ابعاد پنجگانه نیز اثر میگذارد:
- با وظیفهشناسی (Conscientiousness): افراد کنجکاو برای پاسخ به پرسشهایشان تحقیق دقیق، برنامهریزی و پیگیری طولانیمدت انجام میدهند و این عادت آنها را منظمتر و هدفمندتر میکند.
- با برونگرایی (Extraversion): کنجکاوی اجتماعی (علاقه به شناختن دیگران) افراد را به برقراری روابط بیشتر و عمیقتر ترغیب میکند.
- با نوروتیسیسم (Neuroticism) رابطه معکوس دارد؛ مواجهه مکرر با ناشناختهها تحمل ابهام را افزایش میدهد و سطح کلی اضطراب را کاهش میدهد.
مکانیسمهای مغزی پشت این تغییرات شخصیتی
وقتی فرد به دنبال پاسخ یک پرسش میرود و آن را پیدا میکند، سیستم پاداش مغز (بهویژه هسته اکومبنس) فعال میشود و دوپامین ترشح میگردد. تکرار این چرخه باعث تقویت مسیرهای عصبی مرتبط با کاوشگری و تضعیف مسیرهای اجتنابی میشود. در نتیجه، مغز به طور ساختاری برای پذیرش تجربههای جدید آمادهتر میگردد و این تغییرات ساختاری در طولانیمدت به تغییرات شخصیتی منجر میشوند.
میزان کنجکاوی در بزرگسالی: هنوز کاملاً قابل تغییر است
یکی از مهمترین یافتههای روانشناسی شخصیت در دهه اخیر این است که کنجکاوی و در نتیجه گشودگی به تجربه، حتی در بزرگسالی و میانسالی نیز قابل افزایش است. برخلاف باور قدیمی که شخصیت پس از ۳۰ سالگی تقریباً ثابت میشود، مطالعات طولی نشان میدهند افرادی که به دلایلی (تغییر شغل، مهاجرت، شروع سرگرمی جدید، یا حتی تمرینهای هدفمند روزانه) سطح کنجکاوی خود را بالا میبرند، طی چند سال تغییرات شخصیتی قابل توجهی تجربه میکنند.
مثلاً فردی که در ۴۰ سالگی تصمیم میگیرد یادگیری زبان جدید یا نواختن یک ساز را شروع کند، معمولاً پس از دو سه سال خود را خلاقتر، با اعتمادبهنفس بیشتر، کمتر مضطرب در برابر تغییر و دارای روابط اجتماعی غنیتر میبیند. همین افراد اغلب گزارش میکنند که حس «جوانی» بیشتری میکنند، چون مغز آنها دوباره مانند دوران کودکی در حالت یادگیری فعال قرار گرفته است.
تمرینهای ساده اما مداوم بسیار مؤثرند: هر روز یک سؤال واقعی از خود پرسیدن و پاسخ آن را جستجو کردن، خواندن یک مقاله از حوزهای کاملاً متفاوت، انتخاب مسیر جدید برای رفتن به محل کار، یا گفتگو با فردی که دیدگاه متفاوتی دارد. این رفتارهای کوچک به تدریج مسیرهای عصبی جدید میسازند و شخصیت را به سمت گشودگی، انعطافپذیری و رضایت بیشتر از زندگی هدایت میکنند.
حتی در سنین ۵۰ یا ۶۰ سالگی نیز این تغییرات ممکن است. افرادی که پس از بازنشستگی دورههای آموزشی، سفرهای اکتشافی یا فعالیتهای داوطلبانه را شروع میکنند، اغلب طی پنج تا ده سال افزایش قابل اندازهگیری در گشودگی به تجربه و کاهش در نوروتیسیسم نشان میدهند. این واقعیت نشان میدهد که پنجره پلاستیسیته مغزی هرگز به طور کامل بسته نمیشود؛ فقط نیاز به محرک مداوم (یعنی کنجکاوی فعال) دارد.
نقش محیط و فرهنگ در تقویت یا تضعیف کنجکاوی
خانواده، مدرسه و فرهنگ نقش تعیینکنندهای دارند. محیطهایی که پرسشگری را تشویق میکنند و اشتباه را بخشی از فرآیند یادگیری میدانند، کنجکاوی را تقویت میکنند. در مقابل، محیطهای تأکیدکننده بر پاسخهای درست و سریع، اغلب کنجکاوی را سرکوب میکنند و شخصیت را به سمت محافظهکاری و اجتناب از ریسک سوق میدهند.
نتیجهگیری
میزان کنجکاوی مانند موتور محرک رشد شخصیت عمل میکند. هر چه این موتور قویتر و فعالتر باشد، شخصیت ما بازتر، انعطافپذیرتر، خلاقتر و در نهایت رضایتبخشتر میشود. خوشبختانه این ویژگی تا پایان عمر قابل تقویت است.
کافی است امروز یک قدم کوچک برداریم: یک سؤال واقعی بپرسیم و برای یافتن پاسخش تلاش کنیم. این قدم کوچک میتواند آغاز یک تحول شخصیتی بزرگ باشد.
منابع
- Kashdan, T. B., et al. (2020). The five-dimensional curiosity scale: Capturing the bandwidth of curiosity and identifying four unique subtypes of curious people. Journal of Research in Personality. https://doi.org/10.1016/j.jrp.2018.11.002
- von Stumm, S., & Ackerman, P. L. (2022). Openness to experience and curiosity: A meta-analysis of the personality–intelligence relationship. Psychological Bulletin. https://psycnet.apa.org/doi/10.1037/bul0000368
- Gross, M. E., et al. (2025). Curiosity interventions: A meta-analysis of randomized controlled trials. Psychological Review (in press). Summary available at: https://www.psychologicalscience.org/news/2025-january-curious-minds
بدون دیدگاه