در چشمانداز اقتصادی امروز، هوش مصنوعی (AI) بهعنوان نیرویی دگرگونساز ظاهر شده است؛ نیرویی که مرز میان قابلیتهای انسان و ماشین را بازتعریف میکند. این فناوری، که مجموعهای از الگوریتمهای یادگیری ماشین، شبکههای عصبی و مدلهای زایشی (Generative Models) را دربر میگیرد، نهتنها فرآیندهای تولید و تصمیمگیری را بهبود میدهد، بلکه ساختار بازار کار را نیز به چالش میکشد. هوش مصنوعی و مشاغل
در حالی که اغلب گفتوگوهای عمومی بر جنبههای مثبت این فناوری ــ مانند افزایش بهرهوری یا تسهیل تصمیمگیری ــ متمرکز است، واقعیت علمی نشان میدهد که هوش مصنوعی در برخی حوزهها، توانایی جایگزینی انسان را با دقت و سرعتی بیسابقه دارد. چنین روندی میتواند به تغییرات ساختاری در اشتغال جهانی بینجامد؛ تغییری که اگرچه در نگاه نخست صرفاً فناورانه بهنظر میرسد، در عمق خود پدیدهای اجتماعی و اقتصادی است.
در این مقاله با تکیه بر تحقیقات تجربی و دادههای نهادهایی چون سازمان بینالمللی کار (ILO) و مؤسسات دانشگاهی، به بررسی مشاغلی میپردازم که در معرض حذف یا دگرگونی عمیق قرار دارند.
تاریخچه تحولات اتوماسیون و نقش هوش مصنوعی و مشاغل
برای درک بهتر اثرات کنونی هوش مصنوعی، بازگشت به گذشتهی اتوماسیون ضروری است. در قرن بیستم، فناوریهای مکانیکی و سپس دیجیتال، تغییرات عمدهای در صنایع تولیدی ایجاد کردند؛ از جایگزینی کارگران خطوط مونتاژ تا اتوماسیون اولیهی فرایندهای اداری. اما تفاوت بنیادین هوش مصنوعی در آن است که، برخلاف ماشینهای صنعتی، فقط ابزار نیست؛ بلکه سامانهای یادگیرنده و تصمیمگیرنده است.
در دههی ۲۰۱۰، الگوریتمهای تشخیص تصویر و یادگیری عمیق، توانستند وظایف محدود و تکراری را جایگزین کنند. اما با ظهور مدلهای زایشی در اواخر دههی ۲۰۲۰، مرز جایگزینی از کارهای فیزیکی به فعالیتهای شناختی گسترش یافت. اکنون، ماشینها نهفقط بازوهای مکانیکی بلکه ذهنهای دیجیتال هستند که میتوانند بنویسند، تحلیل کنند و حتی طراحیهای خلاقانه ارائه دهند.
بر اساس دادههای بینالمللی، از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ مشاغل مرتبط با هوش مصنوعی از ۲ درصد به بیش از ۵۵ درصد رشد یافته است. در مقابل، مشاغل سنتی و کممهارت، روندی کاهشی را تجربه کردهاند. در صنایع خودروسازی، استفاده از رباتهای هوشمند موجب کاهش نرخ اشتغال انسانی تا حدود ۹.۱ درصد شده است. این تغییر صرفاً حاصل کارایی بالاتر ماشینها نیست، بلکه ناشی از تحول در منطق اقتصادی تولید است؛ جایی که کاهش هزینه و افزایش دقت بر حفظ اشتغال اولویت مییابد.
سازوکارهای جابهجایی شغلی توسط هوش مصنوعی
هوش مصنوعی به شیوههای گوناگونی ساختار اشتغال را متحول میکند. نخست، از طریق اتوماسیون وظایف روتین: فعالیتهایی مانند ورود داده، پردازش اطلاعات مالی یا پاسخگویی به پرسشهای تکراری مشتریان بهسادگی توسط الگوریتمها انجام میشود. دوم، از راه تحلیل دادههای پیچیده: در صنایع بیمه و مالی، سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند الگوهای پنهان را در دادهها شناسایی کرده و ارزیابی خسارت یا اعتبار را دقیقتر انجام دهند. سوم، در حوزهی تولید محتوا و اطلاعات: مدلهای زایشی قادرند متن، تصویر و حتی کد نرمافزاری تولید کنند و مشاغل مرتبط با نگارش، طراحی و برنامهنویسی را تحت تأثیر قرار دهند.
گزارش جهانی ILO (۲۰۲۵) نشان میدهد حدود ۶ درصد از مشاغل جهان در معرض خطر بالای اتوماسیون کامل قرار دارند. این خطر عمدتاً متوجه مشاغلی است که بر وظایف شناختی ساختارمند تکیه دارند. پژوهشها بیان می کنند که سرمایهگذاری در هوش مصنوعی با رشد اشتغال در میان نیروی کار ماهر همراه است، اما نیروی کار کممهارت را به حاشیه میراند. هوش مصنوعی و مشاغل
علاوه بر این هوش مصنوعی بهصورت غیرمستقیم نیز ساختار شغلی را تغییر میدهد؛ برای مثال، با کاهش هزینه نظارت انسانی و افزایش وابستگی شرکتها به داده. در نتیجه، تقاضا برای مشاغلی مانند تحلیلگران داده، متخصصان اخلاق فناوری و طراحان رابط انسان-ماشین افزایش مییابد.
![]()
مشاغل اداری و دفتری در معرض خطر
در میان همهی بخشها، حوزهی اداری و دفتری یکی از آسیبپذیرترینهاست. مشاغلی چون کارمندان دفتری، اپراتورهای تلفن و تایپیستها که محور کارشان تکرار، نظم و دقت است، بهسادگی توسط نرمافزارهای هوشمند جایگزین میشوند. طبق پیشبینی اداره آمار کار آمریکا (BLS)، اشتغال در این بخش طی ۲۰۲۳ تا ۲۰۳۳ حدود ۱۷ درصد کاهش مییابد.
امروزه سامانههای پردازش خودکار، فرمها را تکمیل میکنند، پیامها را دستهبندی و حتی پاسخگویی به مشتریان را مدیریت مینمایند. در برخی شرکتهای بینالمللی، جایگزینی دستیاران اداری با سیستمهای مبتنی بر زبان طبیعی تا ۳۰ درصد کاهش هزینه را به همراه داشته است.
در بخش خدمات مشتری، نیز تغییر آشکاری در جریان است. هوش مصنوعی زایشی نهتنها پرسشهای ساده را پاسخ میدهد، بلکه مکالمات پیچیده را نیز با درک زمینه و احساسات کاربر مدیریت میکند. پژوهش Brynjolfsson و همکاران (۲۰۲۵) تأکید دارد که بهرهوری این بخش بهواسطهی هوش مصنوعی افزایش مییابد، اما تعداد کارکنان انسانی بهطور پیوسته کاهش مییابد. با این حال، در مقابل، مشاغل جدیدی در زمینهی طراحی و نظارت بر عملکرد این سامانهها در حال ظهور است.
تأثیر بر مشاغل حقوقی و مالی
حوزهی حقوق از جمله بخشهایی است که هوش مصنوعی در آن نفوذی سریع و چشمگیر داشته است. ابزارهای تحلیل اسناد حقوقی اکنون قادرند هزاران صفحه مدرک را در چند دقیقه بررسی و نکات کلیدی را استخراج کنند. در نتیجه، مشاغلی مانند دستیاران حقوقی با رشد بسیار کند ۱.۲ درصدی مواجهاند. هوش مصنوعی و مشاغل
در بخش بیمه نیز سیستمهای ارزیابی خسارت مبتنی بر یادگیری ماشین، دقت و سرعتی بالاتر از ارزیابان انسانی دارند. طبق دادههای BLS، نیاز به نیروی انسانی در این مشاغل حدود ۴.۴ درصد کاهش یافته است. در بخش مالی نیز، تحلیلگران اعتباری با کاهش ۳.۹ درصدی روبهرو هستند، چرا که الگوریتمهای یادگیری عمیق در تحلیل الگوهای مالی دقیقتر عمل میکنند.
با این حال، تحول در این حوزهها یکسویه نیست. همانطور که Fedyk و همکاران (۲۰۲۲) نشان دادهاند، شرکتهایی که هوش مصنوعی را بهکار میگیرند، گرچه در برخی بخشها نیروی انسانی را کاهش میدهند، اما در کل اشتغال را افزایش میدهند؛ زیرا نقشهای نظارتی و تحلیلی جدید ایجاد میشود. بدینترتیب، هوش مصنوعی نه صرفاً جایگزین بلکه بازآفرین نیروی کار نیز هست.
صنایع تولیدی و مهندسی
در صنایع تولیدی، هوش مصنوعی با هدایت رباتهای هوشمند، بخش زیادی از کارهای تکراری و فیزیکی را برعهده گرفته است. برآوردها نشان میدهد خطر جابهجایی شغلی در این بخش تا ۱۲.۸ درصد است. در کارخانههای خودروسازی، الگوریتمهای هوش مصنوعی کنترل کیفیت را انجام میدهند و نیاز به بازرسان انسانی کاهش یافته است.
در مهندسی و طراحی، نرمافزارهای هوش مصنوعی میتوانند بر اساس دادههای محیطی و نیاز پروژه، طرحهای اولیه را بهصورت خودکار تولید کنند. مطالعات نشان میدهد که کارگران جوانتر بیش از دیگران در معرض این تغییرات قرار دارند؛ زیرا ورود سریع فناوری از سرعت تطبیق مهارتهای آنان فراتر رفته است. هوش مصنوعی و مشاغل
نکتهی قابل توجه این است که در بخش مهندسی، حذف کامل نیروی انسانی چندان محتمل نیست، بلکه نقش انسان از مجری به ناظر و خلاق تبدیل میشود. مهندسان آینده بیش از ابزارسازی، باید توان تحلیل، قضاوت و طراحی سناریوهای انسانی را داشته باشند.
مطالعات موردی و دادههای جهانی
گزارش جامع سازمان بینالمللی کار (ILO, 2025) با عنوان Generative AI and Jobs: A Refined Global Index of Occupational Exposure نشان میدهد که مشاغل اداری، فروش و خدماتی بیشترین آسیبپذیری را دارند. در کشورهای درحالتوسعه، که نیروی کار کممهارت بخش عمدهی اشتغال را تشکیل میدهد، این تأثیر شدیدتر است.
مطالعهی صندوق بینالمللی پول (IMF, 2024) با عنوان Gen-AI: Artificial Intelligence and the Future of Work نیز پیشبینی میکند که هوش مصنوعی میتواند تا ۴۰ درصد از مشاغل جهان را دچار تغییر کند. این تغییر در کشورهای صنعتی بیشتر به شکل بازتعریف وظایف رخ میدهد، در حالیکه در کشورهای کمدرآمد، به معنای حذف مستقیم شغل است.
در ایالات متحده، گزارش BLS (2025) نشان میدهد که در مشاغلی مانند رونویسی پزشکی، هوش مصنوعی قادر است مکالمات و یادداشتهای پزشکان را با دقت بالا به متن تبدیل کند؛ امری که کاهش ۴.۷ درصدی اشتغال در این حوزه را رقم زده است. چنین نمونههایی یادآور این نکتهاند که فناوری لزوماً دشمن اشتغال نیست، اما بیتوجهی به سازگاری نیروی کار با آن میتواند تهدیدی جدی باشد.
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی
تأثیر هوش مصنوعی بر اشتغال، تنها محدود به تعداد مشاغل نیست، بلکه به توزیع فرصتها و دستمزدها نیز گره خورده است. Babina و همکاران (2023) گزارش میدهند که سرمایهگذاری در فناوریهای هوش مصنوعی، سهم کارگران تحصیلکرده را تا ۳.۷ درصد افزایش و سهم کارگران بدون مدرک دانشگاهی را تا ۷.۲ درصد کاهش داده است.
این شکاف، به تدریج به نابرابری درآمدی و طبقاتی دامن میزند. از منظر اجتماعی، نتیجهی چنین روندی ممکن است بروز بیکاری ساختاری و بیاعتمادی به آینده شغلی باشد. بسیاری از کارشناسان هشدار می دهند که در غیاب سیاستهای حمایتی، این نارضایتی میتواند به ناآرامیهای اجتماعی تبدیل شود.
افزون بر این، مسئلهای جدید در حال شکلگیری است: اعتماد به تصمیمهای ماشینی. هنگامی که الگوریتمها در تصمیمهای حیاتی مانند استخدام یا اعطای وام نقش دارند، مسئلهی شفافیت و پاسخگویی اهمیت مییابد. بنابراین، آیندهی اشتغال نه فقط اقتصادی، بلکه اخلاقی و اجتماعی نیز هست.
سیاستها و راهحلهای پیشنهادی
برای مدیریت این تحولات، دولتها و نهادهای آموزشی باید بهجای مقابله با فناوری، سیاست همزیستی انسان و ماشین را در پیش گیرند. یکی از راهکارهای مؤثر، برنامههای بازآموزی و ارتقای مهارتهای دیجیتال است. نمونهی موفق این رویکرد، ASEAN Guide on AI Governance (2024) است که آموزش مهارتهای فناورانه و اخلاقی را همزمان دنبال میکند.
از سوی دیگر، اجرای سیاستهایی مانند درآمد پایه همگانی میتواند شوک ناشی از جابهجاییهای گسترده شغلی را کاهش دهد. اما شاید مهمتر از همه، تغییر نگرش به نقش انسان در محیطهای کاری است. هوش مصنوعی و مشاغل
در بسیاری از صنایع، همکاری میان انسان و هوش مصنوعی نتایجی بهمراتب بهتر از حذف یکی به نفع دیگری دارد.
برای نمونه، در بخش سلامت، الگوریتمها تحلیل داده را انجام میدهند، اما تشخیص نهایی همچنان به پزشک واگذار میشود؛ مدلی که میتواند برای سایر صنایع نیز الهامبخش باشد.
آینده توسعه فردی: نقش هوش مصنوعی بر شخصیت و رفتار انسان
نتیجهگیری تاثیر هوش مصنوعی بر مشاغل
هوش مصنوعی با قدرتی بیسابقه در حال بازآفرینی مفهوم کار است. از مشاغل اداری تا مهندسی، از خدمات تا مالی، هیچ حوزهای از اثر آن مصون نمانده است. اما این دگرگونی، صرفاً حذف نیست؛ فرصتی برای نوآوری، بازتعریف نقشهای انسانی و توسعهی اقتصاد مبتنی بر دانش نیز هست.
سیاستگذاران، دانشگاهها و بخش خصوصی اگر این تغییر را با دیدی راهبردی مدیریت کنند، میتوانند از تهدید به فرصت برسند. آیندهی اشتغال در عصر هوش مصنوعی نه متعلق به ماشینهاست و نه به انسانها بهتنهایی؛ بلکه به همزیستی خلاقانهی این دو تعلق دارد.
رفرنسها
- Gmyrek, P., Berg, J., et al. (2025). Generative AI and jobs: A refined global index of occupational exposure. ILO Working Paper 140. Geneva: International Labour Organization. لینک به سایت مرجع
- Babina, T., et al. (2024). AI Investments and Employment. Brookings Institution. لینک به سایت مرجع
بدون دیدگاه