جنگها و بحرانهای عمیق، مانند درگیریهای نظامی، بلایای طبیعی یا همهگیریهای جهانی، نهتنها ساختارهای اجتماعی و اقتصادی را متزلزل میکنند، بلکه ذهن انسان را نیز به چالش میکشند. در چنین شرایطی، افراد و جوامع تحت فشار روانی شدیدی قرار میگیرند که میتواند به ظهور تحریفات شناختی منجر شود. تحریفات شناختی، خطاهای نظاممندی در تفکر هستند که ادراک واقعیت را مخدوش کرده و بر تصمیمگیری، رفتارهای اجتماعی و تعاملات جمعی تأثیر میگذارند. در این مقاله به بررسی تحریفات شناختی در بستر جنگ و بحران میپردازیم، با تأکید بر مکانیزمهای روانشناختی، تأثیرات آن بر رفتارهای اجتماعی و پیامدهای آن برای تصمیمگیری جمعی.
تحریفات شناختی: تعریف و زمینه
تحریفات شناختی به الگوهای فکری نادرست یا غیرمنطقی اشاره دارند که نحوه پردازش اطلاعات، قضاوت و تصمیمگیری افراد را تحت تأثیر قرار میدهند. این خطاها اغلب در شرایط استرسزا، مانند جنگ یا بحران، تشدید میشوند، زیرا مغز انسان برای حفظ بقا به پردازش سریعتر اطلاعات روی میآورد. بر اساس نظریههای روانشناختی، مانند مدل پردازش اطلاعات بک (1976)، تحریفات شناختی ریشه در تلاش ذهن برای سادهسازی واقعیتهای پیچیده دارند. در دوران بحران، عواملی مانند تهدید وجودی، عدم اطمینان و فشار روانی، این تحریفات را تقویت کرده و میتوانند به رفتارهای غیربهینه فردی و جمعی منجر شوند.
در زمینه جنگ، تحریفات شناختی نهتنها در سطح فردی، بلکه در سطح گروهی نیز ظاهر میشوند. به عنوان مثال، مطالعهای توسط Murray و Schaller (2012) اینطور بیان می کند که تهدیدات وجودی، مانند بیماریهای عفونی یا جنگ، گرایش به انطباقپذیری (conformity) را افزایش میدهند، که خود یک نوع تحریف شناختی است. این مطالعه نشان داد که در شرایط تهدید، افراد به طور قابلتوجهی به هنجارهای گروهی پایبند میشوند، حتی اگر این هنجارها منطقی نباشند. این پدیده نشاندهنده تأثیر عمیق بحرانها بر پردازش شناختی و رفتار اجتماعی است.
انواع کلیدی تحریفات شناختی در دوران جنگ و بحران
1. سوگیری انطباقپذیری (Conformity Bias)
یکی از برجستهترین تحریفات شناختی در دوران بحران، گرایش به انطباقپذیری است. در شرایط جنگ، افراد به دلیل احساس عدم کنترل و نیاز به امنیت، تمایل بیشتری به پیروی از اکثریت گروه نشان میدهند. این رفتار ریشه در مکانیزمهای تکاملی دارد، زیرا هماهنگی با گروه میتواند بقای جمعی را در برابر تهدیدات خارجی تقویت کند. با این حال، این سوگیری میتواند به تصمیمگیریهای غیرمنطقی منجر شود. به عنوان مثال، در زمینه جنگ، این سوگیری میتواند به پذیرش سیاستهای غیرمنطقی یا رفتارهای گلهای، مانند حمایت کورکورانه از اقدامات نظامی بدون ارزیابی انتقادی، منجر شود. رفتارهای اجتماعی در جنگ
2. سوگیری منفیگرایی (Negativity Bias)
در شرایط بحرانی، مغز انسان تمایل دارد به اطلاعات منفی وزن بیشتری بدهد. این سوگیری، که در روانشناسی به عنوان سوگیری منفیگرایی شناخته میشود، در دوران جنگ تشدید میشود، زیرا افراد به طور مداوم در معرض اخبار و تصاویر تهدیدآمیز قرار میگیرند. به عنوان مثال، مطالعهای در مناطق درگیر جنگ نشان داد که مصرف محتوای رسانهای مرتبط با جنگ، شدت علائم اضطراب را افزایش میدهد. این سوگیری میتواند باعث شود افراد تهدیدات را بیش از حد واقعی ارزیابی کنند، که به نوبه خود تصمیمگیریهای محافظهکارانه یا اجتناب از ریسک را تقویت میکند. در سطح جمعی، این تحریف میتواند به قطبیسازی اجتماعی و افزایش تعصبات گروهی منجر شود.
3. سوگیری در دسترس بودن (Availability Heuristic)
سوگیری در دسترس بودن زمانی رخ میدهد که افراد احتمال وقوع یک رویداد را بر اساس سهولت یادآوری نمونههای مشابه قضاوت میکنند. در دوران جنگ، تصاویر و داستانهای برجستهشده توسط رسانهها، مانند تخریب یا تلفات انسانی، به راحتی در ذهن افراد برجسته میشوند و باعث میشوند خطر را بیش از حد واقعی تصور کنند. این تحریف میتواند تصمیمگیریهای جمعی را تحت تأثیر قرار دهد، به عنوان مثال، در حمایت از سیاستهای سختگیرانه امنیتی بدون توجه به هزینههای بلندمدت آنها.
4. سوگیری تأیید (Confirmation Bias)
سوگیری تأیید زمانی رخ میدهد که افراد اطلاعاتی را جستجو کرده و میپذیرند که باورهای موجود آنها را تأیید کند، در حالی که اطلاعات مخالف را نادیده میگیرند یا رد میکنند. در شرایط جنگ، این سوگیری به ویژه در تقویت دیدگاههای دوقطبی، مانند «ما در برابر آنها»، نقش مهمی ایفا میکند. این دیدگاه، که ریشه در نیاز به هویت گروهی و امنیت دارد، باعث میشود افراد و گروهها تنها به منابعی اعتماد کنند که روایتهای مورد قبول آنها را تأیید میکنند. به عنوان مثال، در جوامع درگیر درگیری، افراد ممکن است اخبار یا اطلاعاتی را که از گروههای رقیب یا مخالف میآیند، به طور کامل رد کنند، حتی اگر این اطلاعات معتبر باشند. این رفتار میتواند به تشدید تعارضات، کاهش گفتوگوی سازنده و تقویت دشمنیهای اجتماعی منجر شود. در سطح جمعی، سوگیری تأیید میتواند جوامع را به سمت قطبیسازی بیشتر سوق دهد، زیرا گروهها در برابر دیدگاههای مخالف مقاومت نشان میدهند و به جای یافتن نقاط مشترک، بر تفاوتها تمرکز میکنند. این سوگیری همچنین میتواند به تصمیمگیریهای غیرمنطقی منجر شود، مانند حمایت از سیاستهای نظامی یا اقتصادی بدون بررسی شواهد مخالف، که در نهایت به زیان جامعه تمام میشود. رفتار
های اجتما
عی در جنگ
تأثیر تحریفات شناختی بر رفتارهای اجتماعی در جنگ
تحریفات شناختی در دوران جنگ تأثیرات عمیقی بر رفتارهای اجتماعی دارند. این تأثیرات را میتوان در چند حوزه کلیدی بررسی کرد:
1. انسجام گروهی و قطبیسازی
تحت فشار جنگ، سوگیری انطباقپذیری باعث میشود افراد به گروههای اجتماعی خود نزدیکتر شوند و از هنجارهای گروهی پیروی کنند. این انسجام میتواند همکاری و همبستگی را تقویت کند، اما در عین حال به قطبیسازی بین گروهها منجر شود. به عنوان مثال، در مطالعهای در مناطق درگیر جنگ، اکثریت افراد پس از چند ماه درگیری همچنان علائم بالای اضطراب و افسردگی گزارش کردند، که به تقویت هویتهای گروهی و جدایی از گروههای دیگر کمک کرد. این پدیده میتواند به افزایش تعصبات گروهی و کاهش تعاملات بینگروهی منجر شود.
2. تغییرات در ریسکپذیری
تحریفات شناختی مانند سوگیری منفیگرایی و در دسترس بودن میتوانند بر میزان ریسکپذیری افراد تأثیر بگذارند. مطالعهای نشان داد که استرس ناشی از جنگ میتواند پذیرش ریسک را در برخی افراد افزایش دهد، در حالی که اضطراب در دیگران منجر به اجتناب از ریسک میشود. این تفاوتها در رفتارهای اجتماعی میتوانند به تصمیمگیریهای ناهماهنگ در سطح جمعی منجر شوند، مانند حمایت از سیاستهای مخاطرهآمیز یا محافظهکارانه بدون تحلیل کافی.
3. نقش حمایت اجتماعی
حمایت اجتماعی به عنوان یک مکانیزم مقابلهای در برابر تحریفات شناختی عمل میکند. مطالعات نشان دادهاند که جوامعی با شبکههای اجتماعی قویتر، تأثیرات منفی تحریفات شناختی را کمتر تجربه میکنند. به عنوان مثال، در مناطق درگیر جنگ، افرادی که به حمایت اجتماعی دسترسی داشتند، کاهش قابلتوجهی در علائم استرس پس از سانحه نشان دادند (p < 0.01).
تأثیر بر تصمیمگیری جمعی
تحریفات شناختی در دوران جنگ تأثیرات قابلتوجهی بر تصمیمگیری جمعی دارند. در زیر، چند نمونه کلیدی بررسی میشوند:
1. تصمیمگیریهای غیربهینه رفتارهای اجتماعی در جنگ
سوگیری انطباقپذیری میتواند به پذیرش سیاستهای غیربهینه منجر شود. به عنوان مثال، در شرایط بحران، جوامع ممکن است به دلیل فشار گروهی، از سیاستهایی حمایت کنند که در بلندمدت به ضرر آنها باشد، مانند تخصیص منابع به اقدامات نظامی بدون توجه به نیازهای اجتماعی.
2. تأثیر رسانهها
رسانهها با برجسته کردن تهدیدات، تحریفات شناختی مانند سوگیری در دسترس بودن را تقویت میکنند. این امر میتواند به تصمیمگیریهای عجولانه در سطح جمعی منجر شود، مانند حمایت از قوانین سختگیرانه امنیتی که ممکن است آزادیهای مدنی را محدود کند. علاوه بر این، چک کردن مدام و بیش از حد اخبار میتواند اضطراب را تشدید کرده و تحریفات شناختی مانند سوگیری منفیگرایی را تقویت کند، زیرا افراد به طور مداوم در معرض اطلاعات تهدیدآمیز قرار میگیرند.
3. ترومای نسلی
تحریفات شناختی میتوانند به نسلهای آینده منتقل شوند، که به نوبه خود تصمیمگیریهای جمعی را در بلندمدت تحت تأثیر قرار میدهد. به عنوان مثال، کودکانی که در محیطهای جنگی بزرگ میشوند، ممکن است سوگیری منفیگرایی را در تصمیمگیریهای خود نشان دهند، که میتواند به ادامه چرخه تعارض منجر شود.
چطور با نظرات مخالف مواجه شویم
در دوران جنگ و بحران، مواجهه با نظرات مخالف به دلیل تقویت سوگیری تأیید و دیدگاههای «ما در برابر آنها» میتواند به شدت چالشبرانگیز باشد. این موضوع بهویژه زمانی پیچیدهتر میشود که با افراد متعصب روبرو هستیم، کسانی که به شدت به باورهای خود پایبند هستند و در برابر دیدگاههای مخالف مقاومت نشان میدهند. برای مدیریت این موقعیتها، رویکردهای زیر پیشنهاد میشوند:
1. گوش دادن فعال و همدلانه
مواجهه با نظرات مخالف نیازمند گوش دادن فعال است. به جای قطع کردن یا رد فوری نظرات، سعی کنید دیدگاه فرد مقابل را با دقت گوش دهید و نشان دهید که نظرات او را درک میکنید. این کار میتواند فضای گفتوگو را از حالت دفاعی به حالت همکاری تغییر دهد. برای مثال، پرسیدن سؤالاتی مانند «چطور به این دیدگاه رسیدید؟» میتواند به درک ریشههای باورهای فرد کمک کند.
2. حفظ آرامش و اجتناب از مقابله مستقیم
افراد متعصب اغلب در برابر انتقاد مستقیم واکنش منفی نشان میدهند. به جای بحث مستقیم یا تلاش برای تغییر نظر آنها، از تکنیکهای غیرمستقیم مانند پرسیدن سؤالات تأملبرانگیز استفاده کنید. این رویکرد میتواند فرد را به بازنگری در باورهای خود تشویق کند بدون اینکه حس کند مورد حمله قرار گرفته است.
3. تمرکز بر نقاط مشترک
یافتن زمینههای مشترک، حتی در اختلافنظرهای عمیق، میتواند به کاهش تنش کمک کند. به عنوان مثال، در یک بحران جنگی، ممکن است هر دو طرف بر اهمیت حفظ امنیت توافق داشته باشند. تأکید بر این نقاط مشترک میتواند پایهای برای گفتوگوی سازنده فراهم کند.
4. ارائه اطلاعات به شیوهای خنثی
هنگام بحث با افراد متعصب، ارائه اطلاعات به شیوهای خنثی و بدون قضاوت میتواند مؤثر باشد. به جای تحمیل دیدگاه خود، اطلاعاتی را به اشتراک بگذارید که از منابع معتبر و بیطرف استخراج شدهاند و به فرد اجازه دهید خود به نتیجهگیری برسد.
5. پذیرش محدودیتهای گفتوگو
در برخی موارد، افراد متعصب ممکن است به هیچ وجه برای تغییر دیدگاه خود آماده نباشند. در این شرایط، مهم است که محدودیتهای گفتوگو را بپذیرید و از بحثهای بینتیجه که ممکن است به تنش منجر شود، اجتناب کنید. به جای تلاش برای متقاعد کردن، تمرکز خود را بر حفظ روابط انسانی گذاشته و با ترویج دیدگاه های درست از طریق مسیرهای دیگر، به نشر اطلاعات مفید کمک کنید.
راهکارهای کاهش تحریفات شناختی
برای کاهش تأثیرات منفی تحریفات شناختی در دوران جنگ و بحران، مراجعه به روانشناسان خبره و با صلاحیت توصیه میشود. این متخصصان میتوانند با ارائه راهنماییهای حرفهای، به افراد کمک کنند تا تحریفات شناختی خود را شناسایی و مدیریت کنند. علاوه بر این، دوری از چک کردن مدام و بیش از حد اخبار میتواند به کاهش اضطراب و تأثیر سوگیریهایی مانند منفیگرایی کمک کند. ایجاد تعادل در مصرف اطلاعات و تمرکز بر منابع معتبر و محدود کردن مواجهه با محتوای تهدیدآمیز، نقش مهمی در حفظ سلامت روان ایفا میکند.
نتیجهگیری
تحریفات شناختی در دوران جنگ و بحران به عنوان پاسخی طبیعی به تهدیدات وجودی ظاهر میشوند، اما پیامدهای عمیقی برای رفتارهای اجتماعی و تصمیمگیری جمعی دارند. سوگیریهایی مانند انطباقپذیری، منفیگرایی، در دسترس بودن و تأیید میتوانند به انسجام گروهی کمک کنند، اما در عین حال خطر قطبیسازی، تصمیمگیریهای غیربهینه و ترومای نسلی را افزایش میدهند. مواجهه سازنده با نظرات مخالف، بهویژه در برخورد با افراد متعصب، نیازمند رویکردهای همدلانه و غیرمستقیم است. با مراجعه به روانشناسان خبره و مدیریت مصرف اخبار، میتوان تأثیرات منفی این تحریفات را کاهش داد و به سوی تصمیمگیریهای آگاهانهتر در شرایط بحرانی حرکت کرد.
منابع
-
The effects of war-related experiences on mental health symptoms of individuals living in conflict zones: a longitudinal study. (2025). Nature Scientific Reports. [DOI: 10.1038/s41598-024-84410-3]
-
Prevalence of depression, anxiety and post-traumatic stress in war- and conflict-affected areas: A meta-analysis. (2022). Frontiers in Psychiatry. [DOI: 10.3389/fpsyt.2022.978703]
بدون دیدگاه